پاسخِ تاریخی به ادعای کذب مخالفت امام خمینی (س) با نوروز!

[ad_1]

خبرگزاری جماران پس از انتشار مطلبی مبنی بر حذف عید نوروز از تقویم ایران توسط امام خمینی (ره) که توسط رسانه های خارجی به آن اشاره شده بود، یادداشتی با عنوان «خاطره دروغگوست/ پاسخ تاریخی به ادعاهای کذب نوروزی امام خمینی (ره)! روزبه علمداری در سایت خود منتشر کرده است.

به گزارش ایسنا، به گزارش جماران، متن این یادداشت به این شرح است: «یکی از دوستان داستانی از یکی از تلویزیون های خارجی برای من فرستاده است. چند دقیقه بعد دیدم یکی از شرکت کنندگان می گوید:[امام] روح الله خمینی نیز مانند طالبان می خواست نوروز را از تقویم ایران حذف کند، اما مردم اجازه ندادند. »

حقیقت این است که من می خواستم این سوال را نادیده بگیرم، اما دوستم اصرار داشت که حقیقت این ماجرا را دریافت کند.

گفتم دروغ های این ماجرا به قدری آشکار است که اگر کسی در اینترنت جستجوی کوتاهی کند به خوبی متوجه می شود.

اجازه دهید چند نمونه را به عنوان نمونه برایتان بیاورم.

1- دکتر صادق طباطبایی در خاطرات خود درباره اولین عید قربان پس از پیروزی انقلاب اسلامی می نویسد: روز اول عید قربان سال 58 در قم در منزل امام بودم که یک حکومت حکومتی هیئتی به خدمت ایشان رسیدند. یادم هست یک کیسه پلاستیکی کنار امام بود که در آن سکه های کوچک یک ریالی بود. مهندس بازرگان رو به امام کرد و گفت: به افتخار انقلاب برای ما تعطیلی ترتیب دهید. امام این سکه ها را به هر یک از وزرا داد. گفتم جدا خدمتتون میدم فایده نداره. وقتی همه رفتند و همه ائمه رفتند داخل، به آقای صانعی گفتم ببینم آقایان اجازه می دهند بروم خدمتشان. با مهربانی گفت شما از ما به امام نزدیکترید، باید از طریق شما اجازه بگیریم. رفتم پیش امام، بین دو اتاق راه می رفتند. سلام کردم و با خنده و لبخندی سرشار از مهر و محبت گفتند این چه حرفیه؟ گفتم عید می خواهم. کیف را گرفتند، گفتم نه، فایده ای ندارد اگر همه چیز بدهید. 5-6 سکه یکسان به او دادند، شوخی کردند و گفتند: باید برای پدرت عیدی را از ما بگیری.

2- خوجت‌الاسلام رخیمیان نیز در خاطرات خود می‌نویسد: «خجت‌الاسلام و مسلم رخیمیان از اعضای دستگاه امام می‌نویسد: «برای نوروز وارد حجره امام شدیم… روزهای قبل با لبخند و لباس نو وارد شدند و بودند. به گفته آنهایی که با هم بودند، پنج دکتر بودند، چند بار خوشحال شدیم. سپس خودشان سکه های یک ریالی گرفتند و در کف دست گذاشتند و حاضران هر کدام چند تکه برداشتند و آنها را بوسیدند. برنامه مشابهی در نوروز و سالهای دیگر تکرار شد.

3. نویسنده کتاب خمینی، روح الله، در مقالات خود آورده است که: «امام خمینی به بیراهه رفته است.[ پرسیدم آیا هرگز او را دیده‌ای؟ گفت: «دوبار اما در هر عیدی، عیدی ام در یک پاکت دربسته می‌رسید». پرسیدم آخرین عیدی را کی گرفتی؟ گفت: «یک هفته قبل از نوروز با یک نامه که قابش کرده‌ام و یک جفت جوراب که پا نکرده‌ ام». حلقۀ مفقوده ‌ام در اینکه به اعیاد ملی چه مقدار بها می‌داده از این جا پیدا شد و وقتی به آثارش رجوع کردم دیدم از کثرت ظهور چنین مطلبی پنهان مانده است… مردی که یک نسل پیش نوجوان بود گفت: هفته ‌های آخر اسفند ۱۳۳۵ برای خانواده ما هفته بدی بود. پدر نداشتم، مادرم نتوانسته بود لباس نو تهیه کند. غروبی غمگین کسی درِ خانه‌مان را کوبید برق شادیِ چشم‌ های مادرم، خانه را روشن کرد. بقچه‌ ای را که حاج آقا روح الله فرستاده بود باز کرد. برای همۀ اعضای خانواده لباس فرستاده بود. چه لباس هایی! هرگز بلوز و شلواری به زیبایی هدیه او نپوشیده‌ ام.»

۴- حضرت امام خمینی(س) در نوروز جلوس داشتند و تبریک می گفتند و تبریک دیگران را می پذیرفتند و در پیام تلویزیونی خود دعای معروف «یا مقلب القلوب والابصار…» را می خواندند. 

۵-از حجت الاسلام و المسلمین مرتضی اشراقی نوه حضرت امام در کتاب «پدر مهربان» نقل شده است که «منزل امام در نوروز سال ۱۳۶۸ خیلی شلوغ بود، من و [پسر دایی ام] یاسر و [برادرم]محمدتگی در خانه عمویم [ مرحوم یادگار امام ]بازی کردیم و منتظر بودیم تا امام بیایند بیرون. ناگهان حسن آقا وارد در شد و گفت: عید قربان گرفتی؟ گفتیم نه. گفت سریع برو آقا سه تا زنگ زدی. سریع رفتیم اونجا عید قربان امام برای ما از سال 65 تا 67 سیصد تومان بود. اما سال 68 در عید قربان هزار تومان به ما دادند. امام همیشه وقتی می خواستند عید بگیرند می فرمودند بگیر. گفتند بیا. یکی یکی ما را در آغوش گرفتند و بعد عیدی دادند و دست روی سرمان گذاشتند و بعد رفتیم.

6- همه اینها را به خاطرات خاندان ائمه اضافه کنید که از ادوار مختلف قم، نجف و نوروز صحبت می کنند. در تمام این خاطرات همسر امام موظف است سفره هفت سین را بچیند.

این را نوشتم اما دروغ های دشمنان خمینی کامل نیست. پس به قول خودشان «شنونده باید عاقل باشد». خب، حرف های بی دلیل را می توان هر جا زد. بازار شلوغ است، حرف می زنند و می روند. چون خیلی جلو رفتند و فقط عرضشان را گرفتند و ما را اذیت کردند.

انتهای پیام/

[ad_2]
source

درباره ی admin_asooweb

مطلب پیشنهادی

رکورد ویو لایو اینستاگرام

رکورد ویو لایو اینستاگرام یا همان پربازدیدترین پخش زنده اینستاگرام به چه اکانتی تعلق دارد؟ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.