کودک، مهاجر و زخم مسئولیت‌پذیری

[ad_1]

“عصری دلنشین یکی از روزهای پایانی اسفند ماه، پارک لاله تهران، تماشای شور زندگی و نفس کشیدن عصرها به هوای تازه پایتخت، صدای شکننده و شکسته کودکی رشته افکارم را قربان! فقط نگاه کردم.”

به گزارش ایسنا، سعید ابواساکی نویسنده و روزنامه نگار در یادداشتی با این مقدمه ادامه می دهد: او به سختی از هفت بهار جان سالم به در برد و معصومیت، بکر و زیبایی کوهستانی اش به شدت در ظاهرش حضور داشت. پرسیدم کجایی عزیزم؟ مانلی به پروان، افغانستان پاسخ داد. کنجکاو بودم بدانم این مرد بی گناه در این عرصه مردانه امرار معاش چه می کند؟ گفتم ایران را بهتر دوست داری یا افغانستان را؟ هر دو را جواب داد .. افغانستان وطن ما ایران ماوا .. و گفت : از جنگ و گرسنگی پناه برد . بارها فال خریدم که کار بچه از این بیشتر ارزش دارد، اما در فکر من کی باید تاوان کودکی از دست رفته و شکم گرسنه و آوارگی را بدهد؟

مردم رنج دیده افغانستان سال هاست که به دلیل اشغال، اشغال و جنگ داخلی آواره و آواره شده اند. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک همسایه و برادر، بیش از چهارده سال است که نقش مهمان نوازی و امنی را برای مهاجران افغانستانی ایفا کرده است. جمهوری اسلامی ایران از زمان جهاد تا اشغال توسط آمریکا و اکنون در روزهای بی مسئولیتی و فرار واشنگتن از افغانستان در کنار مردم افغانستان ایستاد. دغدغه مردم ایران در سطوح مختلف نشان دادن و کاهش رنج مردم افغانستان مرتبط با مهاجرت و پناهندگی بود. در عرصه سینما نیز فیلم هایی که به مصائب یک کشور همسایه اختصاص دارد همواره در اکران سینما حضور داشته اند. فیلم‌های «باران» ساخته مجید مجیدی، «رفتن»، «چند متر مکعب عشق» ساخته برادران محمودی، «مردن در آب مقدس» و «عروس افغان» ساخته ابوالقاسم طالبی نمونه‌هایی از احساس هنرمندان نسبت به مصائب و مصائب هستند. مردم افغانستان

حال سوال این است که مسئولیت این مصائب خرد و کلان ملت افغانستان بر عهده کیست و مسئولین در چه سطحی هستند؟

ایالات متحده در پاسخ به حملات 11 سپتامبر (که هرگز در یک تحقیق مستقل و بدون ابهام جزئیات آن توضیح داده نشد) حمله نظامی و اشغال افغانستان را آغاز کرد. اشغال‌ها و جنایات متعدد علیه جامعه مسلمانان افغانستان در کنار ایجاد حکومت‌های ناکارآمد و بیگانه با ساختار تاریخی اصیل مردم افغانستان، موجب بروز بحران‌های بزرگ و تداوم درگیری‌ها و اختلافات طولانی شده است.

جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا مدعی است که میلیاردها دلار در نزدیک به 20 سال اشغال افغانستان هزینه کرده است. با فرض صحت این گفته، این سوال پیش می آید که این پول ها که به هیچ وجه در تمایل و مهاجرت مردم افغانستان تاثیری نداشته، چگونه خرج شده است؟ پول آمریکا یا به شرکت های امنیتی و تسلیحات خود در پروژه های قراردادی داده می شد یا به حساب جنگ سالاران و جنگ سالاران داده می شد که به اختلاف و درگیری دامن می زد. چه نوع صنعت یا زراعت و امنیت پایدار در افغانستان با پول مطالبه شده از سوی واشنگتن ایجاد شده است تا از رنج مردم در جاده ها کاسته شود و مردم این کشور به خطر بیفتند؟

ایالات متحده آمریکا و شرکای اروپایی اش ناخوانده به افغانستان حمله کردند و غیرمسئولانه کشور را ترک کردند و بحران های مختلف را برای ساکنان این سرزمین پشت سر گذاشتند و موج مهاجرت و بی خانمانی را تشدید کردند. دزدی دریایی اخیر آمریکا برای تصرف و تصرف اموال مردم افغانستان در واشنگتن، جلوه دیگری از سنگینی بار واشنگتن بر معیشت مجروحان این سرزمین است. سوال این است که مقصران اصلی این وضعیت تا چه اندازه برای مسئولیت پذیری و حمایت از مردم افغانستان آمادگی دارند؟ چه کسی تاوان کودکان ویران شده و قربانیان دریاها را خواهد داد؟ به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده است که نهادهای بین المللی و افکار عمومی مطالباتی را در این زمینه مطرح کنند و از آمریکا و کشورهای اروپایی بخواهند که به نقش مخرب خود در این تاریخ پرآب عمل کنند. مسئولیت را بر عهده بگیرید.

جمهوری اسلامی ایران در تمام این سال ها علیرغم جنگ تحمیلی، تحریم های سرکوبگرانه و گاه تشکر جمعی محدود از مردم افغانستان حمایت کرده و با همدلی برادرانه و فراتر از توان خود از مهاجران افغانستانی پذیرایی و میزبانی کرده است. این عزم صریح و اسلامی – انسانی تهران، اما مسئولیت و کم کاری عاملان شرایط کنونی و نهادهای بین المللی را برطرف نمی کند. زمان آن فرا رسیده است که مسئولیت را به فرهنگ لغات ایالات متحده، کشورهای اروپایی و نهادهای بین المللی بازگردانیم.

اروپایی‌هایی که در جنگ و ویرانی افغانستان دوش به دوش واشنگتن ایستاده‌اند و مقصد نهایی مهاجران افغانستانی هستند، چرا اکنون به وظیفه انسانی و اخلاقی خود عمل نمی‌کنند و پناهندگانی را که سقف و آرزوهای خاص خود داشتند را رها می‌کنند؟ در این میان، جمهوری اسلامی ایران مانند همه چهل سال پیش، تنها در هفت ماه گذشته بیش از یک و نیم میلیون مهاجر جدید افغان را پذیرفته است و این امر بار سنگینی بر دوش اقتصاد کشور گذاشته است. چرا اروپایی ها در انجام وظایف خود در قبال مهاجران کوتاهی کردند و چرا جمهوری اسلامی ایران باید این بار را بر دوش خود بکشد؟

در شعری که از مالک، پسر افغانی خریدم، جمله ای بود که می گفت: ای دل غمگین، غمگین مباش / وین، ناراحت، به حالت غمگین برگرد. معامله. یک گردشگر آلمانی روزی گفت: «فارسی زبانان در خیابان های خود شعر می فروشند.

انتهای پیام/

[ad_2]
source

درباره ی admin_asooweb

مطلب پیشنهادی

نحوه عملکرد انواع صفحه برش (2)

نحوه عملکرد انواع صفحه برش برش لیزر آهن, برش لیزر آهن, خدمات برش لیزری ورق …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.